خوانشی نو در آئینه حوزوی

ناصر قیلاوی زاده

خوانشی نو در آئینه حوزوی

ناصر قیلاوی زاده

۴ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

کلام امام؛ امام کلام


{ محرّم و صفر است که اسلام را نگه داشته است}[1]

{این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است}[2]

جمله ای با این مضمون، منسوب به حضرت امام(ره) را بارها و بارها بر در و دیوار شهر در ادارات و حتی دانشگاه ها و مدارس علمیه دیده­ایم. اما چشم ها را باید شست؛ جور دیگر هم می شود دید.

 حین نوشتن مقاله ای خواستم از همین جمله مشهور استفاده کنم و مقدمتا طبق روال همیشگی رفتم سراغ صحیفه امام تا حواشی­ای که در فهم کلام موثرند را هم ببینم. حواشی مثل اینکه امام در چه برهه­ی زمانی این کلام رو بیان کرده­اند. در همین حال متوجه شدم جمله اصلی اندکی تفاوت دارد. همین امر سبب شد که این پاره یادداشت(یادداشت کوتاه) رو به رشته تحریر آورم. منشا جرقه هم دقتی از علم زبان شناسی بود که خدمتتان تقدیم می شود.

مسئله این است که چه باعث شده شیعه در سال های سخت اختناق دوام بیاورد؟

سال هایی با وجود احقاد بدریه و حنینیه، سال هایی با دشمن های نسل کش، سال هایی همراه با تحریف و تهدید، سال هایی با تبعید اجباری سال هایی که در آن هزینه دیدار مزار حسین پسر دختر پیامبر آخر زمان قطع دست و پا بود.

حضرت امام (ره) می فرمایند: محرم و صفر است  اسلام رانگه داشته است. آری محرم و صفر و عشق به معصومین است که باعث بقای اصل اسلام در زمانه غیبت شده است. همین ایام است که مسیر تکامل انسان ها را باقی گذارده و نظریه های انسان مدل نگون بخت را، نگون بخت کرده. بخاطر این اثرات است که آن روح قدس الهی می فرمودند: اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنتها را [3]حفظ کنید و در بیانات متعدد از اولی­ترین وظائف بر عهده هر مسلمان حفظ شان و حرمت این ایام است[4]. اهمیت این امر باعث شد تا در دوران حیات مبارکشان به شدت با افرادی که خواهان برگزاری محرم به صورت راهپیمایی و میتینگ سیاسی-جناحی هستند مخالفت کنند. ایشان در ایام ابتدای انقلاب مکرر می فرمودند محرم و صفر به همان سبکِ سنتیِ منبر و عزادری مردمی باید حفظ شود.

http://www.8pic.ir/images/24262858442964566115.jpg

اما آنچه که باعث ما در لغزاندن انگشت ما بر صفحه کلید بود  نکته­ای است که از مفهوم کلام نه منطوق آن(یعنی آنچه که مد نظر گوینده است و از سیاق کلام فهم می شود نه خود الفاظ) می توان دریافت کرد. نکته کلیدی این است که محرم و صفر تا به اینجای کار اسلام را نگه داشته است ولی بنا نیست که همانگونه که در طول این سال ها بوده باقی بماند. آری آنچه که اصل است و اسلام را نگه داشته باید حفظ شود ولی رشد هم باید بکند چرا که ((ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ))[5] و هنوز منتهی هدف این خلقت تحقق پیدا نکرده و جز این عزاداران کسی نیست که آن را تحقق بخشد. پس نباید به گریه ای طولانی و پیراهنی مشکی بسنده کرد-که این خود سنت اولیاء الله است-بل باید با حفظ اینها قدم به قدم جلو رفت. باید در این مسیر به جایی برسیم که بتوان در خلال این ایام، معتکفین بر عزای حسین بن علی(علیهما السلام) را در مسیری که مطلوب آن ائمه هدایت بوده به پیش برد. بتوان از عاشورا که نماد حضور امت_هر چند محدود_ در کنار امام است به قیام مهدی آل الله رسید و این امری است شدنی و مطلوبی دست یافتنی.

گر شود روزی شبی کان ماهرا مهمان کنیم                  خویش را در مطبخ مهمانیش قربان کنیم



[1] صحیفه امام، ج‏15، ص: 331

[2] این چنین کلامی از امام خمینی صادر نشده است

[3] سنت عزادری و دسته جات عزاداری

[4] جای بسی تامل است که حب به اهل بیت از ضروریات دین است ضروریاتی که در همه ی فرق اسلامی واجب الاتباع هستند

[5] (191) آل عمران

ناصر قیلاوی زاده

کم پیش میاد از  یه کاریکاتور خوشم بیاد و باهاش ارتباط برقرار کنم ولی این یکی واقعا گویاست.

خدا رحمت کنه آقای خوشوقت رو...

ایشون می فرمودند:(( ما توی مبارزه با دشمن که بازی برد برد نداریم...))

آره واقعاکلام زیباست ما باید پیروز بشیم و اونا باید شکست بخورن.

اینکه در مقام دیپلماسی چی بگیم فرق می کنه با اینکه خودمون دنبال چی باشیم...

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه بحثی که سابق داشتیم پیرامون اصول شناخت منویات و صحت استنباط از بیانات رهبری چند اصل دیگر را به نوشته سابق یبفزایم شاید کمکی به شناخت کلام ولی فقیه باشد. إن شاء الله

اصل سوم:

یکی از شئونی که برای رهبری عالی قدر انقلاب باید بدانیم شأن  هدایتگری و امامت برای جامعه است. که این شان را از انبیا و ائمه به حکم جایگاه ولایت بر عهده دارند. چنین شانی پاره ای از مختصات مربوط به خودش را می طلبد که باید آنها را در مشی رهبری دنبال کنیم. یکی از این اصول اصلی است که شیعه و سنی از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند که ایشان  می فرمایند: (انّا مَعاشِرَ الْانْبِیاءِ امِرْنا انْ نُکَلِّمَ النّاسَ عَلى‏ قَدْرِ عُقولِهِمْ‏ )[1]، آنچه که حد وسط اصلی در این رویات است و مد نظر ما این است که هر متکلم حکیمی باید در حرف و عمل و مراوده ی خود با سایرین ملاحظه ی مخاطب خویش را کرده و مطابق حال او صحبت کند. افرادی که بیرون از دایره ی خطاب مستقیم متکلم می باشند باید این مساله را توجه داشته باشند که ایشان رهبر همه ی افراد هستند و باید همه را رهبری کنند و رهبری همه مستلزم ایجاد ارتباط با آنان و دیگر لوازم کار با آنان است.

این مساله ما را به خطا نباید بیندازد. مثلا ما می بینیم که حضرت آقا در یکی از دیدار های قرآنی خویش می فرمایند: (ما حافظ قرآن کم داریم. من قبلاً گفتم که در کشور ما حداقل باید یک میلیون نفر حافظ قرآن باشند)[2]

در چنین مسائلی ما باید حتما ملاحظه شأن رهبری را بکنیم و در همه ی موارد خود را مخاطب مستقیم کلام ایشان نبینیم آری از بیاناتشان استفاده می کنیم اما نه با نگاهی اخباری(به خوانش طلبه ها)، پس حتما این لحاظ را در اسفاده از فرامین ولی امر مسلمین جهان باید داشته باشیم.




اصل چهارم:

حجاب معاصریت؛ حتما این کلمه به گوش ما خورده است اما  شاید با خود بگویید که حجاب معاصریت چه ربطی به این بحث دارد. در مسئله معاصریت حد وسط(به بیان طلبگی) اصلی این است که بخاطر معاصر بودن ما یکسری امور را به فراموشی می سپاریم و التفات خویش را نسبت به آنها از دست می دهیم. مثال معروف دراین زمینه مقایسه میان  اوامر ائمه و یا کشته شدن امام حسین (ع) با وجود آن همه شیعه در کوفه است که همگان اکنون تقبیح می کنند لکن ما اکنون هم برای رهبر و ولی خویش چنین گاها چنین غربتی را حس می کنیم.

اما آنچه که ما استفاده می کنیم؛ هر فرد حکیمی هنگام سخن وضع حال را می بیند و برای چنین وضعی سخن می گوید نه در آسمان برای ملکوتیان بلکه روی زمین  به مخاطب معهود خویش مثلا در برهه ای از زمان حضرت آقا به شدت روی مسأله فساد اقتصادی تاکید کرد که این نشان از وجود ضعف در سیستم وقت می باشد.[3] و اگر بخواهیم مثالی برای عمل امت (نه مسولان) بگوییم کلام ایشان در زمانی که خصائص فرد اصلح در ریاست جمهوری را بیان می کردند که یکی از آنها ساده زیستی بود یا عدم خرج زیاد در تبلیغات انتخاباتی که جای داشت مصادیق آن مورد مداقه قرار گیرند.

 پس ما شاخص هایی را که رهبری به هر عنوانی ارائه می دهند باید مناسب با مصادیق پیدا کنیم که ایشان ره برند و کارشان راهبری.

در مورد نکات مورد ملاحظه برای رسیدن به هندسه فکری و روح حاکم بر جهان بینی رهبری نکات زیادی وجود دارد که هم فرصت کم و هم متکلم قاصر است.

در انتها پیشنهاد می کنم تا نگاهی به بیانات آقا در جلسه اول هیئت دولت هشتم و مقایسه آن با چلسه اول هسئت دولت یازدهم داشته باشیم.

امید است مورد استفاده قرار گرفته باشد.

 



[1] کافى، ج 1/ ص 23

[2]  بیانات در دیدار قاریان، حافظان و اساتید قرآنی  ۱۳۹۰/۰۵/۱۱

[3] بیشترین زمانی که آقا روی این مساله تاکید داشت دوران اصلاحات بود. قطعا این نکته نافی غیر نیست.

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

بسیار خرسند هستم که اولین مطلبی را که خدمت دوستان خویش ارائه میدهم پیرامون بیانات مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) می باشد.

از آنجایی که فصلی جدید در کشور شروع شده و این فصل مخاطبینی را به کلام رهبری افزوده لازم می دانستم در مورد اصول برداشت از کلام رهبری برای دوستان خویش نکاتی را ارائه دهم.

قبل از ورود در بحث(محل نزاع، به خوانش طلبه ها) علت افزایش در مخاطبین را باید به محضرتان عرض کنم.

تا پیش از شروع فصل جدید حضرت آقا یک دست مخاطبین ثابت داشتند، که ماها به این دست افراد می گوییم ولایتی(نه آنکه اسمش ولایتی است)؛ یعنی افرادی که افتخار می کنند خود را در اسم و رسم به ولایت منتسب کنند، این دسته پای ثابتِ صحبت هایِ حضرت آقا بوده و هستند لکن وقتی فصلی جدید شروع می شود علاوه بر این افراد عده ای هم که در این فصل روئیده اند و یا از این رویش احساس روئیدن می کنند مخاطب ایشان می شوند و در پی استنباط از کلام و احیانا مدعی برداشت صحیح از کلام رهبری می شوند که بسیار مبارک و میمون است و شاید از الطاف خفیه ی الهی در ایجاد فصل های مختلف همین مسئله باشد، با این مقدمه ای که محضرتان بگذشت لازم دیدیم یک اصولی ساختاری که می تواند میزان برای کلام ایشان باشد ارائه دهیم تا بعدا دچار پلورالیسم در بیانات ایشان نشویم.

                                                                                        

اصل اول:

 ایشان همیشه در دیدارهایی که دارند چه با فرد حقیقی یا حقوقی و چه با اقشار و اصناف همیشه ابتدا به تعریف و تمجید از آن موضوع که جلسه به آن مناسبت است می پردازند و این تعریف دادن ها منافاتی به اعتراض ها و انتقادهای احتمالی و حتمی ایشان ندارد و مشی ایشان در هر برخوردی این چنین است.

 البته این مشی را در سیره حضرت روح الله هم داریم و چه بسا این برخورد ایشان ناشی از آن روح الهی باشد. مثلا ما در منشور روحانیت امام که یک نامه از حیث انتقادی بسیار صریح است و بشدت تند است می بینیم که ایشان در ابتدای نامه از محاسن حوزه ها و شهدای روحانیت و هر آنچه که نیکو (حَسَن به خوانش طلبگی) محسوب می شود را تحسین می کنند و بعد از آن به مشکلات و آسیب های وارده و احتمالی با صراحت و شدت می پردازند و یا در سیره خود حضرت آقا ما می توانیم در مورد جناب آقای خاتمی که اکنون بسیار شخصیت ایشان شناخته شده است (و البته خیانت های ایشان) مشاهده کنیم که در مقام حمایت و تعریف از ایشان و دولتشان چگونه از آقای خاتمی حمایت می کنند و چه صفاتی را برای ایشان می آورند[1].

پس آنچه که هویداست مشی رهبری انقلاب در مقام بررسی یک مسئله است که نباید ما را در شناخت افراد و شخصیت ها به خطا بیندازد.

البته ایشان به گزافه و کذب چنین سخن نمی گویند بلکه آنچنان خصوصیاتی که برای افراد ذکر می کنند منشا دارد لکن نباید نگاه اخباری (خوانشی بهتر از این نیافتم) به کلام ایشان داشت بلکه باید در کسر و انکسار کلام و عمل کرد افراد بیانات ایشان  را فهمید.

اصل دوم :

باید کلام هر متکلمی به خصوص ایشان را در شرائط و احوال زمانی که گفته شده دید، تا معنای واقعی  و کامل کلام فهمیده شود. مکالماتی که آدمی دارد بسیار وابسته به قرائن حالیه(قرائنی که در زمان صحبت کردن در خارج موجودند) می باشد. بطور مثال کسی  که چنین می گوید: ((اون در رو ببند)) اگر ما در صحنه حاضر باشیم می فهمیم که با دست به جایی اشاره می کند و یا اینکه بخاطر نزاعی که قبل از این بوده با عصبانیت و تن بالا صدا چنین می گوید که ثمره این تفاوت؛ دو نگاه مختلف به گوینده را در پی دارد فلذاست که اگر می خواهیم به شناخت کاملی از دیدگاه ها و  منویات مقام عظمای ولایت دست یابیم باید قرائنن زمانی و مکانی و شرائط حاکم بر محیط را مسلط باشیم و الا قطعا از دریچه ای غیر از دریچه نگاه ایشان به مسئله نگاه کرده ایم و چیزی را برداشت می کنیم که متکلم اراده نکرده.

ادامه دارد إن شاء ا...

 



[1] (مراجعه شود دیدار های هیئت دولت اصلاحات با مقام معظم رهبری)

ناصر قیلاوی زاده