خوانشی نو در آئینه حوزوی

ناصر قیلاوی زاده

خوانشی نو در آئینه حوزوی

ناصر قیلاوی زاده

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق (ع) می فرمایند: 

الْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ الطَّرِیقِ لَا یَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ إِلَّا بُعْداً.

بی شک سریع ترین رهرو کسی است که بیشترین معرفت به هدف را داراست. بهترین شناخت، شناختی است که فرد را به آگاهی کامل نسبت به مسیر برساند و الا شناختی که نه مسیر را مشخص کند و نه  ابزار را، نمی تواند شناخت کاملی باشد. پس سرانجام حرکت به سمت چنین هدفی ولو اینکه با سرعت بسیار و اخلاص هم باشد غیر آنچه امام صادق (ع) فرموده اند یعنی دوری از هدف نمی باشد.

 علوم الهی و علومی که در بستر مسلمین رشد کرده اند دو قسم می باشند. یا خود اصالت دارند و یا اینکه از جهت آلیت برای علم دیگری مورد مطالعه قرار گرفته اند. با دقت در این علوم در می یابیم که عمدتا چند جهی اند یعنی از جهتی اصالی هستند و از جهت دیگر برای علوم پس از خود آلیت دارند.

 مقام معظم رهبری(دام ظله) در باب معنا و اهمیت اجتهاد می فرمایند:((اجتهاد، یک متد و یک شکل و یک طریقه است؛ رفتارى در فهمیدن و کیفیتى در مشى به سمت حقیقت است. آن کیفیت را باید بلد بود. اگر کسى راه را بلد نباشد، معلوم است که به حقیقت نمى‏رسد)). این اجتهاد ملکه حاصله از علوم متعدد اسلامی است و به عنوان غایت اعلی از کسب علوم حوزوی مطرح می گردد. ملکه اجتهاد از جهتی هدف پاره ای از علوم حوزوی است یعنی اصالی است و از جانب دیگر آلی است چرا که برای استنباط احکام الهی به کار می رود. با تامل پیرامون مسئله اجتهاد این سوال دغدغه آفرین به ذهن می رسد، که چرا از هزاران طالب اجتهاد کسانی که حائز این رتبه علمی می شوند اندک می باشند؟ حال آنکه این هدف گذشته از اهمیت آن، در ظاهر بسیار واضح به نظر می رسد! و اگر نگوییم هدف اغلب محصلین، باید انگیزه­ی غالب ورودی های حوزه علمیه را همین مسئله بدانیم.

اما علت چیست؟ علت چیست که طلبه­ی با شور و نشاطی که ساعت ها به امید نیل به هدف نهایی مشغول تحصیل است پس از چندی به اهداف میان مدت بسنده می کند؟ و چه بسا مطلوب خود را در جای دیگری جستجو کند؟

چنانچه از مقدمات فهمیده می شود اساسی ترین پاسخ مسئله در خود هدف است. کلی بودن هدف و به تبع آن وجود ابهامات فراوان در مسیر کسب اجتهاد را باید علت اصلی سردرگمی طلاب عنوان کرد.

پس برای حل این مسئله مهم­ترین کار تبیین دقیق مسیر مورد نیاز اجتهاد است. یعنی ابتدا باید اجتهاد را در یک تحلیل دقیق و کارشناسی شده تبیین کنیم، سپس برای رسیدن به این هدف متناسب با مخاطبین برنامه ریزی کنیم. پس از تبیین دقیق مسئله و یافتن محور ایجاد مشکل، اکنون زمان بیان مهمترین راهبرد در برطرف ساختن این مسئله­ی حساس است.

 

راهبرد در این مسئله از مدل حرکتی انسان مشخص می شود. در تحلیل تمام فعالیت های انسان می­یابیم که او هیچ کاری انجام نمی دهد مگر مصلحت خود را در آن ببیند و نسبت به آن علم پیدا کند اساسا باید گفت: بشر آن چیزی را می تواند طلب کند که نسبت به آن علم داشته باشد. پس برای ایجاد حرکت در افراد باید فرد را به آنچه مستحق اوست آگاه کنیم و به او بیاموزیم که چه می تواند داشته باشد و برای چه خلق شده است.

مولانا چه زیبا می فرماید که:

آب کم جو تشنگی آور بدست                                  تا بجوشد آب از بالا و پست

 پس برای رشد میزان تلاش و رسیدن به حرکت جهادی در علم، باید بصیرت دهی نسبت به هدف متعالی علم آموزی را در دستور کار قرار داد. آری همین نکته است که می تواند مجموعه­ی علمی حوزه را به پویایی برساند و باعث ­شود در عین توانا بودن در پاسخگویی به مسائل متفاوت، اقتضائات و بن مایه های حوزوی(اجتهاد) که ریشه و اساس کار طلبگی است را از دست ندهد.

ما به عینه دیده­ایم که اگر جریانی این چنین شکل بگیرد و انسان نسبت به آنچه لایق اوست دانش بیابد، مجاهدانه در پی حصول آن کوشش می کند و ما حصل این جریان، جمعی تلاش گر و نخبه پرور است.

این الگو را ما از عالم مجاهد و احیا کننده دین حق، حضرت امام خمینی(قدس سره) به یادگار داریم. هم ایشان بودند که ابتدا جایگاه و ارزش انسان را به ما نشان دادند و آنگاه برای نیل به این مطلوب به ما فرمودند: ((ما مى‏گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم‏))[1].

این همان الگویی است که ما در جنگ تحمیلی تجربه کردیم و ثمره­اش شد شکسته شدن ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب، بی شک اجرای این الگو در مسیر تولید علم، هم هدف را معین و هم مسیر را کوتاه می کند. این همان چیزی است که حوزه های علمیه را به هدف تمدن سازی عظیم اسلامی و اهتزاز پرچم لا اله الا الله بر قلل رفیع کرامت    می رساند.

  ایشان با شناخت کامل از هدف، هم خود مسیر علم و عمل را طی نمود و هم جامعه ای را با خویش به عرش رسانید و حدیث شریف ((إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاء)) را به منصه ظهور رسانید و شد امام این امت. حضرت امام خمینی(ره) علم را چنان عمیق دریافت و منتقل کرد، که ثمر شاخه ای از آن، درخت تنومندی چون شهید مطهری(ره) می باشد. این روشی است که با برهان و تجربه نتایج آن را چشیده و ثمرات آن را دیده ایم.

 لذا ما نیز هم­آهنگ با این محیی و منجی و با سرمشق قرار دادن روش علمی-تحقیقی و الگوی عملی وی در این مسیرگام نهاده ایم.

سرمقاله فصلنامه (ن و القلم) حجت الاسلام موسوی نژاد 




[1] صحیفه امام، ج‏19، ص: 117

ناصر قیلاوی زاده