خوانشی نو در آئینه حوزوی

ناصر قیلاوی زاده

خوانشی نو در آئینه حوزوی

ناصر قیلاوی زاده

آشنایی با تدریس کتاب الموجز فی اصول فقه

#استاد_شیخ_علی_فرحانی

🔆#معرفی_کتاب

کتاب الموجز اولین کتاب اصولی طلاب می باشد. این کتاب توسط آیت الله سبحانی که یکی از برجسته ترین شاگردان حضرت امام خمینی (ره) می باشند، به رشته تحریر آمده است. چاپ اول این کتاب مطالبی بیشتر از آنچه در چاپ فعلی است دارا می باشد.

این کتاب با بیانی موجز اما دقیق به شرح و القا مفاهیم اولیه علم اصول فقه می پردازد.

خصوصیت ویژه این کتاب نسبت با سایر کتب سیر آموزشی طلاب این است که این کتاب آخرین کتاب در علم اصول می باشد. کتاب اصول فقه مرحوم مظفر متعلق به سال 1343 شمسی است، کتاب رسائل شیخ انصاری متعلق به حدود سال 1230 می باشد و کتاب کفایه الاصول نیز حوالی سال 1282 نگاشته شده است. لذا این کتاب نزدیک ترین کتاب به آخرین نظریات علم اصول می باشد.

 

🔆#خصوصیت_تدریس_استاد_فرحانی

تدریس کتاب الموجز در سال 86-87 در مدرسه علمیه حقانی انجام شده است.

🔅«#مطلب_ما» اولین قدم در هر علم؛ استاد فرحانی این کتاب را با روش خاصی درس داده اند . مطابق نظر ایشان اولین قدم در هر مسیر علمی، فهم چیستی مسائل آن علم می باشد.  در این تدریس ایشان با بهره گیری از متد منطقی (اس المطالب ثلاثه علم---مطل ما مطلب هل مطلب لم) اولین و مهمترین قدم برای دستیابی به ملکه اجتهاد (که فهم مطلب ما است) را ارائه کرده اند.

البته این دقت را هم اضافه کرده اند که «مطلب ما» در علوم اعتباری با علوم حقیقی متفاوت است لذا کار ویژه را اقتضا دارد که در این دروس مشهود است.

🔅#بیان_مطالب_صحیح_با_روش_صحیح؛ یکی از اصول تدریس ایشان ارائه مطلب به نحو صحیح است، لذا در این کتاب ولو اینکه به بیان مفاهیم اولیه می پردازند لکن مقدمات فهم نظر صحیح در هر باب را برای طلاب باقی می گذارند. موید این نحو تدریس این است که ایشان در تدریس کتاب مناهج الوصول حضرت امام در جاهای متعددی به مطالب بیان شده در کتاب الموجز استناد می کنند.

نباید فراموش کرد که این کتاب در جاهای مختلفی از اصول فقه حضرت امام بهره برده است که در بیان درست این مطالب نیاز است استادی این کتاب را تدریس کند که مطالب حضرت امام را درک کرده باشد.

 

🔅#آموزش_فهم_از_متن؛ آموزش استنباط از متون و کشف نظریات و اعتقادات پنهان در زوایای مختلف کتاب، از دیگر نکات تدریس ایشان است. بسیاری از مطالبی که مد نظر نگارندگان علوم اسلامی است بدون تصریح و در بطن متن مخفی هستند که ایشان با روش مشاوره ای و دقت در متن، طلاب را برای فهم اجتهادی آماده می کنند.

🔅#تامل_و_تفکر_بجای_کثرت_مطالعه؛ آخرین نکته ای که از ویژگی های درس الموجز باید به آن اشاره شود مسئله عدم مراجعات پراکنده است. برخی برآنند که برای فهم عمیق باید دارای کثرت مطالعه و دیدن نظریات مختلف بود، اما استاد بر این باورند که با تکیه بر متد صحیح علمی باید در قدم اول بجای تکثر در نظرات یک نظر صحیح را با تامل درک کرد و پذیرفت.

لذا ایشان در طول تدریس بجز کتاب های درسی رایج طلاب مثل المنطق و... به کتاب خاص دیگری مراجعه نمی دهند.

 

#پای_درس_استاد

#معرفی_اثر

#معرفی_درس

#فقه_و_اصول

@almorsalat


ناصر قیلاوی زاده

💐با تبریک فرارسیدن ماه مبارک شعبان

  

🗂 بخش های مختلف کانال مرسلات جهت استفاده بیشتر مخاطبین از محتویات کانال، به شرح زیر اعلام می شود:


👈 بخش بیانات و دیدگاه های استاد علی فرحانی در موضوعات مختلف حوزوی (#پای_درس_استاد) 


👈 بخش اندیشه شامل بیانات و دیدگاه های 

🔹حضرت امام خمینی ( #در_مدرسه_امام_خمینی) 

🔹حضرت علامه طباطبایی ( #در_محضر_علامه) 

🔹حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ( #کلام_ولی) 

🔹حضرت استاد آیت الله مطهری ( #اندیشه_مطهر) 

 در موضوعات مختلف حوزوی


👈 بخش قله های تهذیب شامل معرفی و بیانات بزرگان اخلاق و عرفان (#قله_های_تهذیب) 


👈 بخش مدرسه مجازی مرسلات شامل کلاس ها و درس های مجازی ( #مدرسه_مجازی_مرسلات) 


👈 بخش مشاوره مجازی که در این قسمت مخاطبین محترم می‌توانند از مشورت مشاورین کانال بهره مند شوند ( #مشاوره_مجازی) 


👈 بخش کتابخانه دیجیتال که در آن کتب مراجعات استاد و سایر کتب مرتبط با بخش های کانال به صورت پی دی اف قرار داده می شود. ( #کتابخانه_دیجیتال_مرسلات )


اعضای محترم کانال می‌توانند جهت جستجوی موضوعی در کانال عناوین زیر را جستجو کنند:

#فقه_و_اصول 

#اخلاق_و_عرفان 

#هدایت_تحصیلی

#مهارت_های_تحصیلی 

#فلسفه_و_عرفان 

#اجتهاد

#علوم_انسانی_اسلامی


* ضمنا متذکر می شویم که به در خواست جمعی از اعضا و مخاطبین، کانال مرسلات در پیام رسان های

🔅 #سروش (http://sapp.ir/almorsalat)

🔅 #ایتا (https://eitaa.com/almorsalat) 

🔅 #اینستاگرام (https://instagram.com/almorsalat)

 راه اندازی شده است. 

می‌توانید ما را در این پیام رسان ها دنبال کنید.



آدرس وبلاگ المرسلات:  http://almorsalat.blog.ir


المرسلات

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم
چرا در خانه کج خلقیم؟

در خانه همه چیز تکراری است، فضاها، رفتارها، غذاها، اشتباهها و حتی خوبی ها. این ها ممکن باعث شود خسته شویم، دوست داشته باشیم بیرون برویم و آدمهای جدید ببینیم و غذاهای جدید بخوریم و حتی اشتباه های جدید از آدمهای جدید ببینیم.
اما این همه ی علت بد خلقی ما در خانه نیست. راستش این است که ما از قضاوت شدن بدمان می آید و می خواهیم از آن فرار کنیم. از اینکه کسی آنقدر از زندگی خصوصی ما بداند که دیگر چیزی برای مخفی کردن نماند، فراری هستیم. نزدیک ترین دوستان ما، هنوز خیلی چیزها را نمی دانند و می توان جلویشان فیلم بازی کرد و توجهی خرید و خودی نشان داد.
اما #همسر ما، زیر و بم ما را می داند، حداقل این است که خودش فکر می کند می داند، به همین خاطر به سختی می توان توجهش را خرید.

فکر کنید یک شب شاخه #گلی بگیرید و به خانه ببرید. ممکن است اولین جمله ای می شنوید این باشد که:حالا چی شده گل گرفتی؟! یا :شاعر شدی برای ما؟ یا: به جای این یه چیزی می گرفتی بمونه... 
خب، راست می گویند، آنها چیزهایی از گذشته در ذهن دارند که مانع می شود این حرکت را در خلا ببینند. پس لازم است برای نزدیک شدن واقعی به خانواده آن موانع را برطرف کنیم و به جای تلاش های مقطعی به تلاشهای بنیادی تری بپردازیم. وگرنه همیشه از این حرکتها ناکام می شویم و ممکن است برای خریدن محبت به بیرون از خانه بگریزیم.

باید یاد بگیریم خودمان را در رفتارهای اساسی تر نشان دهیم. اگر همسر ما اساسا از درآمد ما که پایین تر از شان اوست در رنج است، دیگر نمی توانیم با خرید یک وسیله خانه راضی اش کنیم، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که با ما به سینما بیاید. شاید این کارها ظاهرا یکی دوبار خوشحالش کند، اما بار سوم حتما ناراحت خواهد شد که به جای این مسخره بازی ها به فکر باش که درآمد بهتری به خانه بیاوری

5443.jpg

در روایات، یکی از نشانه های نفاق این ذکر شده که فرد با دوستانش شادتر از خانواده باشد. به نظر می رسد این، یک مشکل شایع است. خانواده انتظار های به حقی دارند که ما حوصله برآورده کردن آنها را نداریم و به دنبال محبت های ارزان تری هستیم و به بیرون و دوستان پناه می بریم.
پیامبر مهربانی می فرماید ؛ از کاملترین مومنین در ایمان، کسی است که خوش اخلاق ترین و با خانواده اش مهربان ترین باشد. 1

 


1
کنزالعمال ج 3 ص 665

 

ناصر قیلاوی زاده



کانال رسمی دروس استاد فرحانی


✅ فقه: #شرح_لمعه و #مکاسب_محرمه ، #بیع و #خیارات

✅ اصول فقه : #الموجز، #اصول_فقه ، #رسائل ، #کفایه، #مناهج_الوصول

✅ فلسفه: #بدایه_الحکمه و #نهایه_الحکمه

منطق: #المنطق

و ...

⬅️ لینک دانلود صوت دروس استاد فرحانی

⬅️ تقریرات و مقالات نوشته شده از دروس استاد فرحانی توسط طلاب

🔵کانال دروس استاد فرحانی 🔵
 @ostadfarhani_ir

برای عضویت در کانال لینک زیر را کلیلک کنید:

https://t.me/ostadfarhani_ir





برگرفته شده از www.smamin.blog.ir

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

معمولا در اتفاقات هیجانی نباید سریع اظهار نظر کرد. اظهار نظر سریع انسان را به دو پرتگاه نزدیک می کند یکی مسئله خروج از حد اعتدال و میانه روی است و دیگری ندیدن همه ابعاد ماجر است ابعادی که برای روشن شدن گاهی نیاز به گذر زمان دارند.

نزدیک به یک هفته از نشر استفتائی از آیت الله مکارم شیرازی می گذرد. سوال درباره مورد مسئله حجاب بود که عکس العمل های متفاوتی در پی داشت؛ میگفتند:

هتک مرجعیت شیعه شده است، سرخوردگی مذهبی ها را در پی دارد، ضعف بنیادهای دینی تا علمای دیم هم رسیده است، آزادی های یواشکی علنی شد و...

اما با آرام شدن فضا بهتر می توان این مسئله را بررسی کرد.

مقدمه:

1. استفتاء و پرسش این خصوصیت را دارد که پاسخ دهنده با ملاحظه شرایط خاص مخاطب، پاسخ می دهد.

در واقع تفاوت استفتاء با فتوا این است که در فتوا ، نظر به صورت کلی ارائه می شود و برای شرایط عمومی است اما استفتاء پاسخ به آن شرایطی است که پرسش کننده دارد به خلاف فتوا که عام است.

2. این استفتاء شش سال پیش انجام شده است و بازنشر دوباره این فتوا آنهم در نزدیک روز "حجاب و عفاف" باعث حساس شدن اذهان می شود.

متن استفتاء

استفتا و پاسخ ایشان را ببینید:

سوال: وظیفه خواهران دانشجوى مسلمان ترکیه و دیگر کشورها نسبت به رعایت حجاب در دو فرض زیر چیست؟

۱- شرط گذراندن تمام ترمهاى دانشجویى در دانشگاه هاى تحت مدیریّت آنها، رعایت نکردن حجاب شرعى است.

۲- شرط اتمام چند ترم باقیمانده از رشته خاصّى در دانشگاه ترک حجاب است.

پاسخ: با توجه به اینکه اگر دختران مسلمان و متدیّن دروس عالى را نخوانند تنها افراد بى بند و بار و لامذهب پست هاى مهم را اشغال مى کنند، به افراد متدیّن اجازه داده مى شود که حجاب را در خصوص مواردى که ضرورت دارد رعایت نکنند، ولى در غیر آن موارد حتماً مراعات نمایند.

----------

نکته مهمی که در پاسخ ایشان وجود دارد و باید بدان دقت کرد مسئله ضرورت است.

در فقه اسلامی قاعده ای وجود دارد بنام رعایت ضرورت و دفع اهم بخاطر مهم.

با این توضیح که قاعده ضرورت در فقه اسلامی اجازه داده است که یک مسئله با درجه اهمیت مهم و عالی بخاطر یک مسئله رده بالاتر که اهم شده است، فدا شود. به عنوان مثال یکی از مهمترین مسائل اسلام حفظ جان خود است که اگر به خطر بیفتد حتی جواز نوشیدن شراب و خوردن گوشت حیوان حرام گوشت مرده هم داده شده است. این دو مورد-شراب، گوشت حیوان حرام گوشت- از موارد محرمات کبیره هستند که در قرآن هم به آنها تصریح شده است.

همین جان انسان که بخاطر آن چند حرام حلال شده است، اگر در مقابل امر مهمتری قرار بگیرد باید آن را فدا بکنیم تا مسئله مهمتر را نگهدار بکنیم، مثل اگر ببینیم که جان معصوم در خطر است، بدون شک باید نفس خویش را فدا کنیم تا جان معصوم لطمه ای نبیند.

با توجه به این قاعده که ضرورت نام دارد حضرت آیت الله مکارم مسئله را مطرح کرده اند.

ایشان بر این فرض که تحصیل در این رشته انحصار در این دانشگاه دارد و این علم برای حفظ نظام-از طریق کسب مقام عالی مملکتی- ضرورت دارد.

به اصطلاح طلبه ها قضیه شرطیه است یعنی مشروط به پیش آمدن ضرورت این جواز داده شده است.

پس ایشان حفظ نظام را اهم دانسته اند و حفظ حجاب را مهم؛ همانطور که حفظ جان معصوم اهم است و حفظ جان خویش مهم.

آنچه تا اینجا بدان اشاره شد حاکی از نظامند بودن این نظر فقهی است که نمی توان اشکالات ساده و هیجانی نسبت به آن وارد کرد.

 

بعنوان نکته آخر در این باب یادآور می شویم که تشخیص مصداق با مکلف است یعنی خود فرد باید به این تشخیص برسد که آیا با کشف حجاب برای درس خواندن ضرورت حفظ نظام را تحصیل می کند یا خیر.

در انتها با توجه به اینکه مقلد مقام معظم رهبری هستم فتوای ایشان را در این باب ذکر می کنم؛ ایشان در پاسخ به همین سوال می فرمایند:

در هر دو صورت رعایت حجاب لازم است

 

هیچگاه در هیجانات نظر ندهیم.

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

سرنوشت انسان ها در یک شب رقم نخواهد خورد. چنین نیست که یک شب در میان سال تمام بقچه بشریت پیچیده شود و کاری به قبل و بعد آن نباشد.

خیر، شب قدر آزمون است آزمونی که باید سال قبل را برای درک آن مهیا شد و سال بعد را باید برای عرصه ای که وارد آن شده ایم تلاش کرد.

شب قدر گذرگاه است، معبری که شناسایی و عملیات نیاز دارد.

شب قدر شب امام زمان-علیه السلام- است شبی که هر چه هست در مطاف ولایت حول پسر فاطمه سلام الله علیه طواف می کنند

تَنَزَّل‌ُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوح‌ُ فِیها بِإِذن‌ِ رَبِّهِم‌ مِن‌ کُل‌ِّ أَمرٍ[1]

باید برای تدوام راه به سر انگشت اشاره امام زمان چشم دوخت:

عن مولانا المهدی علیه السلام: «فی ابنة رسول الله لی اسوة حسنة[2]

سیره دختر رسول خدا(فاطمه علیها السلام) برای من (مهدی موعود) الگوی حسنه و نیکویی است.

تمام زندگی فاطمه زهرا-سلام الله علیها- خلاصه در یک مسئله است

تمام هستی فدای علی


باید دانست تا زمانی که زندگی ما مدعیان مهدی دوستی (چه زن و چه مرد) یکپارچه ولایت نشده است مهدی نخواهد آمد.

زندگی خویش را با زندگی فاطمه زهرا سلام الله علیها؛ در دوران خانه نشینی علی مقایسه کنیم اگر شباهتی داشت آن موقع توقع ظهور داشته باشیم...



[1] سوره قدر آیه4

[2] الغیبه شیخ طوسی ص286

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللَّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الخاشِعینَ،                      

خداوندا! در این روز طاعت بندگان خاشع را نصیب من گردان

وَ اشْرَحْ فیهِ صَدری بِانابَةِ المُخْبِتینَ،                    

و ظرف وجودی مرا بواسطه بازگشتی مدام به سوی خدای متعال وسیع بگردان

بِأمانِکَ یا أمانَ الخائِفینَ.                                   

به حق امان بخشی خود ای پناه دل‌های ترسان!

 

1.        در این روز از خدا مطالبات سنگین و سرنوشت سازی را طلب می کنیم.

در بند اول این دعا از خدا می خواهیم ما را اولا از اطاعت کنندگان قرار دهد ثانیا هر عبادت کننده ای هم نه بلکه آن دسته از عبادت کنندگان که خاشع هستند و عبادتشان از روی خشوع است.

طَاعَة از ریشه (ط و ع) به معنای انقیاد و فرمانبرى‏- است ولى کلمه طاعة بیشتر در مورد آن دسته از فرمان پذیرفتن است که با رأى و اختیار است در آنچه را که امر شده است‏ بدان در صورتی که کلمه(طوع) در مورد مطلق فرمان برداری است چه از روی اراده و اختیار باشد چه از روی کراهت باشد.

پس با این کلمه از خدای متعال درخواست عظیمی را مطرح کرده ایم. از ایشان خواسته ایم که ما را به مرتبه ای برساند که دستورات الهی را به میل و رغبت و اختیار خویش بپذیریم.

چه بسیار می شود که فرمان الهی را با ناراحتی و سختی قبول می کنیم و اگر نبود خوف از عذاب و ترس جهنم آن را انجام نمی دادیم مانند بسیاری از مستحبات که از ما فوت می شود.

اینکه از چه کسانی باید طاعت پذیری داشته باشیم در آیه شریفه آمده است:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ[1]

خدای متعال می فرماید شما باید از خدا و رسول خدا و ولی امرتان اطاعت داشته باشید.

مباحث ولایت و امامت در اینجا مطرح میشود که به دلیل اختصار مطلب از بیان آنها صرف نظر می کنیم ولی به این نکته مختصر اشارت می کنیم که خدای متعال همانگونه که تبعیت از خود را محض و مطلق و بی هیچ قید و شرطی قرار داده است اطاعت از پیامبر و ولی امر را هم چنین مطلق گذارده است و این مقام و مرتبت جز برای معصوم نیست.

 

 العاقل یکفیه الاشارة

اقسام طاعت

در مورد آنچیزی که مورد تبعیت قرار می گیرد باید نکته ای را دقت بکنیم. مطابق نظر تمام علمای اسلام احکام اسلامی در دو بخش خلاصه می شوند:

دسته اول را عبادات می نامند و مهمترین خصوصیت دسته اول اعمال این است که نیت جزئی از آنهاست و تا نیت در آنها نباشد صحیح نمی باشند. مثلا کسی که از اذان صبح تا اذان مغرب هیچ یک از مفطرات (چیزهایی که روزه را باطل می کند) را انجام ندهد ولی نیت روزه نداشته باشد این شخص باید قضای روزه این روز را بجا آورد و غذا نخوردن او روزه محسوب نمی شود.

پس باید برای این اعمال نیت داشته باشیم نیت اینکه به قصد اطاعت از دستور خدای متعال این عمل را انجام می دهیم.

دسته دوم اعمال را معاملات می نامند. منظور از معاملات تمام آن اعمالی است که انجامشان نیاز به نیت ندارد و صرفا خود عمل مورد نظر خدای متعال می باشد ولو اینکه نیت اطاعت دستور خدا هم در آن نباشند. مثلا نجات جان انسان واجب است و در نجات دادن جان کسی چه نیت اطاعت از فرمان خدا داشته باشیم و چه نداشته باشیم با نجات وی کار واجبی که بر عهده داشته ایم انجام یافته است.

یا مثلا خرید وسایل منزل برای رفاه خانواده امری است که نیاز به قصد اطاعت ندارد و با انجامش ولو بدون نیت تکلیف از گردنمان ساقط است؛ آری برای حصول ثواب و نزدیکی بیشتر به خدای متعال نیت کمک می کند ولی بدون آن اصل صحت عمل نقض نمی شود.

 

حال آنچیزی از اوامر که نیاز به تبعیت و اطاعت (به معنای وجود نیت) دارند اعمال عبادی هستند که صفت خشوع هم در آنها باعث کمال آنها می شود ولی احکام معاملاتی همانند خرید و فروش نیاز به قصد اطاعت ندارد هرچند که باید از محرمات آنها پرهیز کرد.

 

در مورد معنای خشوع علامه طباطبایی می فرمایند:

{خشوع" به معناى تاثیر خاصى است که به افراد مقهور دست مى‏دهد، افرادى که در برابر سلطانى قاهر قرار گرفته‏اند، به طورى که تمام توجه آنان معطوف او گشته و از جاى دیگر قطع مى‏شود و ظاهرا این حالت حالتى است درونى که با نوعى عنایت، به اعضاء و جوارح نیز نسبت داده مى‏شود، مانند کلام رسول خدا (ص)- به طورى که روایت شده- درباره شخصى که در نمازش با ریش خود بازى مى‏کرد فرمود:" اگر دلش داراى خشوع مى‏بود جوارحش نیز خاشع مى‏شد"[2] و نیز مانند کلام خداى تعالى که مى‏فرماید:

" وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ"[3] که خشوع را به صوت نسبت داده.}[4]

خشوع معنای بلندی دارد و تاثیر شگرفی هم بر عمل و زندگی انسان ها دارد، داستان معروف فضیل عیاض که در نتیجه توبه به یکی از زهاد روزگار تبدیل شد در نتیجه همین خشوع است زمانی که شنید قاری قرآن می گوید:

(أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ ...)[5]

آری خشوع قلبی چنین تاثیرات شگرفی را در مسیر بندگی دارد.

2.        انابه- به گفته راغب- به معناى بازگشت به سوى اوست به توبه‏ و اخلاص عمل و این کلمه از ماده" نوب" است که به معناى برگشتن پى در پى است. یعنی این حالت برگشت مدام در کسی تکرار شود و نتیجه این عمل حصول ملکه رجعت به سمت خدای متعال است.

کلمه مخبتین در لغت دارای معنای سطح وسیع و محکم است اما در اصطلاح روایی و قرآنی معنایی دقیق دارد که عین آیه قرآن را برای آن ذکر می کنیم. خدای متعال در سوره حج در توصیف (مخبتین) می فرماید:

الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرینَ عَلى‏ ما أَصابَهُمْ‏ وَ الْمُقیمِی الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ [6]

پیامبر اکرم(ص) راه استجابت دعای حضرت موسی در قرآن را به ما یاد داده است[7] راه آن بازگشت پی در پی و مدام به حال اخبات به درگاه خدای غنی بی نیاز است.

3.        خائف معنایی است که در خشوع و اخبات نهفته است و این دو بدون خوف از خدای متعال میسر نمی باشند. اکنون به حق اینکه جز خودش کسی ایمنی بخش از خوف این چنین نیست از او استمداد داریم که امیدمان تنها به کرم و لطف بی نهایت اوست.



[1] سوره نسا آیه 59

[2] ( 4) مجمع البیان، ج 7، ص 99.

[3] ( 1) سوره طه، آیه 108.

[4] ترجمه تفسیر المیزان، ج‏15، ص: 6

[5] سوره حدید آیه 16

[6] سوره حج آیه 35

[7] قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * سوره طه آیه 25

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز چهاردهم

اللَّهُمَّ لاتُؤاخِذْنی فیهِ بالْعَثَراتِ،                                  

خداوندا! در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مکن،

وَ اَقِلْنی فیهِ مِنَ الْخَطایا وَ الْهَفَواتِ،                            

و عذر خطاهایم بپذیر، 

وَ لا تَجْعَلْنی فیهِ غَرَضاً لِلْبَلایا وَ الأفات،ِ                      

و مرا هدف تیر بلاها و آفتهای عالم قرار مده،

بِعزَّتِکَ یاعِزَّ المُسْلمینَ.                                          

به حق عزتت  ای عزت بخش اهل اسلام

 

1.        عثرات به معنای خطاها و لغزش هاست. مسائلی که بخاطر آنها آدم مستحق مواخذه و تنبیه می گردد دو نوع است. یک دسته اعمالی که عامدانه و عالمانه انجام می گیرد و دسته دیگر اعمالی است که از روی جهل و اشتباه رخ می دهد، در بند اول دعا از خدای متعال طلب می کنیم که ما را بخاطر اشتباهاتمان مواخذه نکند.

اینکه روز قیامتی هست و در آن روز به تک تک اعمالمان رسیدگی می شود مورد شک و شبهه نیست. اما مسئله مهم در این باره میزان دقتی است که در این محاسبات انجام می گیرد. خدای متعال می فرماید:

 فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ (7) وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ‏ (8)[1]

کلمه" مثقال" به معناى هر وسیله‏اى است که با آن وزنها را مى‏سنجند، و کلمه" ذره" به معناى آن دانه‏هاى ریز غبار است، که در شعاع آفتاب دیده مى‏شود، البته این کلمه به معناى مورچه‏هاى ریز نیز مى‏آید.

مرحوم خانم ثقفی همسر امام خمینی رحمه الله علیه میفرمود: پس از رحلت امام شبی ایشان را به خواب دیدم، از احوالات مرگ و پس از مرگ از ایشان سوال کردم و حضرت امام در همان حال رویا به من فرمود، خیلی مراقبت کنید اینجا سخت میگیرند و همه چیز را محاسبه می کنند.

این حرف وقتی از کسی مثل امام خمینی صادر شود اهمیت دو چندانی پیدا می کند. باید دقت کرد وقتی که عمل ما ولو به اندازه ذره غبار معلق در هوا مورد محاسبه قرار می گیرد، معلوم است که چه دادگاهی سخت و طاقت فرسا انتظارمان را می کشد.

حال که ماجرای عالم چنین است باید به خود بیایم و برای آخرت خویش تلاش مضاعفی داشته باشیم.

بنده زمانی که به پرونده اعمال خویش نظر می اندازم هیچ امیدی ندارم الا به سه چیز:

1.رحمت واسعه الهی که با نگاه غفرانش از پرونده ما بگذرد.

2.حضور در عزاداری اهل بیت علیهم السلام

3.دعای پدر و مادر

غیر این سه چیز برای خودم هیچ عملی که بتوانم در صحنه محشر به آن استناد کنم ندارم، وقتی که پس از هر نمازم باید استغفار کنم، دیگر حال و روز خطایا و گناهانمان چه می شود خدا می داند. حالا که چند روز از ماه رمضان گذشته بهتر این ضعف و فقر خود را حس می کنم.

اکنون با تمام وجود از خدا می خواهم که از این خطایا بگذرد که برای خیلی از این خطاها اصلا توبه هم نمی کنم و چه بسا اصلا متوجه شان نمی شوم. شاید برای کبائر از گناهانم بتوانم توبه ای لسانی انجام دهم اما این خطایا که ذره ذره مرا از مهدی فاطمه دور می کنند را چه کنم خدایا...

2.        وَ اَقِلْنی فیهِ مِنَ الْخَطایا وَ الْهَفَواتِ   در مورد هفوات و خطایا در روزهای گذشته چند کلامی صحبت کردیم. با توجه به آنچه در مورد اقسام گناهان و خطاها توضیح دادیم اکنون به بند دوم دعا دقت می کنیم.

در قسمت اول از خدا می خواهیم از اشتباهات و خطاهایی که ناخواسته و نادانسته انجام داده ایم و خودمان هم خیلی اوقات به آنها ملتفت نشده ایم بگذرند و اصلا ما را به آنها مواخذه نکنند.  

اما در قسمت دوم در مورد گناهان و افعال آگاهانه مان دعا می کنند. در این بند از مناجات در واقع از خدا می خواهیم که توبه ما را و استغفار ما را که بخاطر گناهان کبیره و خطاهای فاحش انجام داده ایم بپذیرند.

فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَوْمَ عَلَی ذَنْبِی غَیْرُکَ مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ


3.        قانون عالم این است که برای رشد و تکامل باید سختی بکشیم.

هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد. در روایتی که امام خمینی رحمه الله علیه در کتاب اربعین حدیث خود نقل کرده اند، می فرماید:

إنَّ فی کِتابِ عَلیٍّ: إنَّ أشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبیّونَ ثُّمَ الوَصیُّونَ ثُّمَ الأمثَلُ فَالأمثَلُ

در کتاب علی بن ابی طالب نوشته شده است که شدیدترین مردم از جهت سختی کشیدن انبیا هستند سپس اوصیا و سپس هرکه مقرب تر است.

هر که در این بزم مقرب تر است

جام بلا بیشترش می دهند.[2]

امام علی(ع) در حدیثی می فرماید: «در زمانی که وضعیت مالی تو خوب و در رفاهی خرسند مباش، و در هنگام نداری وگرفتاری ناراحت مباش، که به واسطه آتش عیار طلا معلوم می شود، ومؤمن را با بلا وگرفتاری امتحان می کنند.»[3] طلا را در آتش قرار می دهند به نحوی که پودر می شود، ومیزان خالصی وعیار آن به واسطه آتش تجربه و معین می شود، به همین نسبت درجه ایمان ما به واسطه بلا و گرفتاری سنجیده و تعیین می گردد.

اما آنچه در این دعا می خواهیم این است که آماج و هدف بلاها و سختی نباشیم در حدی که نتوانیم تحمل کنیم و از حد طاقت ما بیشتر بشود. یعنی خدای من امور مرا به رحمت خویش تدبیر کن تا بوسیله عمل خودم بلاها را بر خودم سنگین نکنم و اصلا به معنای این نیست که از خدا بخواهیم هیچ سختی در این دنیا نداشته باشیم.

4.        این خواسته های ما جز به بزرگواری و کرم کسی ممکن نیست. این خدای متعال است که بنا دارد اهل اسلام را امت اعلی قرار دهد و اشرف مخلوقات محمد مصطفی و اهل بیت عترت را برای ایشان قرار داده است. پس خود هم مراقب حال آنها خواهد به حق عزت و کرمش و به حق امام مجتبی کریم اهل بیت.



[1] سوره زلزله آیه 7.8

[2] حافظ

[3]  (منتخب میزان الحکمه/80)

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ طَهِّرْنی فیهِ مِنَ الدَّنسِ وَ الْأقْذارِ                          

خداوندا! در این روز مرا از پلیدی و کثافت اخلاقی  پاک ساز

وَ صَبِّرْنی فیهِ عَلى کائِناتِ الْأَقدارِ،                              

و بر حوادث قضا و قدر صبر و تحمل عطا فرما

وَ وَفِّقْنی فیهِ لِلتُّقى وَ صُحْبَةِ الْأبرار،ِ                            

و بر تقوی و پرهیزکاری و مصاحبت نیکوکاران موفق گردان

بِعَوْنِکَ یاقُرَّةَ عَیْن الْمَساکینِ.                                  

 به حق قدرت و تواناییت ای مایه شادی و اطمینان مسکینان!

 

1.        دنس به معنای کثافت، آلودگی و چرکینی است و «اقذار» جمع «قذر» به معنای پلیدی ها، چیزهای بد است. هر چیز پلید و دل آشوب را قذر می گویند.

در دعای امروز از خدای متعال طهارت و پاکی از آلودگی و پلیدی ها طلب می کنیم.

مناسب است در مورد انواع آلودگی ها صحبت بکنیم.

حضرت امام خمینی رحمه الله علیه برای انسان سه بهشت و سه جهنم توصیف می کنند. ایشان می فرماید مرتبه اول از بهشت و جهنم در مورد اعمال است. مثلا بهشتی که در ازای صدقه و کار نیک به ما می دهند و جهنمی که در ازای نگاه به نامحرم کردن و صدمه زدن به دیگران متوجه ما است.

این مرتبه اول از بهشت و جهنم است و عمده روایاتی که در توصیف بهشت و جهنم وارد شده در توضیح این مقام هستند.

مرتبه دوم در مورد بهشت و جهنم اخلاق وارد شده است یعنی آن دسته از آلودگی های که به خلق و ملکه برای انسان تبدیل شده اند مثلا تکبر و عجب که این آلودگی ها، جهنمی بس سخت تر و پیچیده تر از جهنم اعمال در پی خواهند داشت همانگونه که بهشتی که محصول ملکات اخلاقی حسنه باشد بسیار گواراتر از بهشت اعمال است.

مرتبه سوم از بهشت و جهنم در مورد عقاید و باورهای انسان است که سنگین ترین و سخت ترین جهنم و عذاب در انتظار کسانی است که آلودگی های عقایدی دارند و عقاید آنها عجین با قاذورات است.

نیاز است در این ماه شریف انسان مومن برای آلودگی هایی که در هر سه مرتبه وجود دارد برنامه داشته باشد. نکته مهم تر هم این است که دفع آلودگی عقایدی مهمتر از دفع آلودگی اخلاقی و اعمالی است و کسب عقاید صحیح و درست مهمتر از دو مرتبه دیگر است.

نکته آخر:

بدون برنامه هیچگاه کاری از پیش نخواهد رفت. بارها شده که در مسافرت ها با خود گفته ایم یک کتاب را می خوانیم و یا یک کار را انجام میدهیم اما چون زمانی برای آن در نظر نگرفته ایم، کتاب را بدون حتی برگ زدنی به خانه برگردانده ایم، آری بدون برنامه کار انجام نخواهد گرفت.

2.        مطابق حدیث معروف امیر المومنین صبر سه قسمت می شود، صبر بر طاعت، صبر بر معصیت و صبر در هنگام مصیبت و سختی

آنچه در اینجا از خدای متعال طلب می کنیم به نوعی شامل همه اقسام صبر می شود اما تبلور عمده اش در صبر بر سختی هاست.

چگونه صبر کنیم؟!
برای رشد طاقت و تحمل انسان مسائل و راهکارهای مختلفی می شود ارائه داد اما یک مسئله است که شاه بیت رشد صبر و تحمل انسان است.

انسان وقتی که خدا را بشناسد و بداند که او فقط خیر انسان را می خواهد

انسان وقتی بداند که این دنیا مکان امتحان و سختی است{ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی‏ کَبَدٍ}[1]

هر پیش آمد و رخدادی را با چشم پل و امتحان می بیند و ثمره این نوع نگاه به زندگی می شود:

اگر چه کشتند برادرم را                                ما رایت الا جمیلا

3.        این کلمه از ماده «وَقْى» است که به معناى حفظ و صیانت و نگهدارى است.

معناى «اتّقاء» احتفاظ است. ولى تاکنون دیده نشده که در ترجمه‏هاى فارسى، این کلمه را به صورت حفظ و نگهدارى ترجمه کنند. در ترجمه‏هاى فارسى اگر این کلمه به صورت اسمى استعمال شود مثل خود کلمه «تقوا» و یا کلمه «متقین»، به «پرهیزکارى» ترجمه مى‏شود. مثلًا در ترجمه هُدىً لِلْمُتَّقینَ گفته مى‏شود: هدایت است براى پرهیزکاران. و اگر به صورت فعلى استعمال شود، خصوصاً اگر فعل امر باشد و متعلَّقش ذکر شود، به معناى خوف و ترس ترجمه مى‏شود. مثلًا در ترجمه اتَّقُوا اللَّهَ یا اتَّقُوا النّارَ گفته مى‏شود: از خدا بترسید، [یا از آتش بترسید.].

البته کسى مدعى نشده که معناى «تقوا» ترس یا پرهیز و اجتناب است، بلکه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزى ترک و پرهیز است و همچنین غالباً صیانت و حفظ نفس از امورى ملازم است با ترس از آن امور، چنین تصور شده که این ماده مَجازاً در بعضى موارد به معناى پرهیز و در بعضى موارد دیگر به معناى خوف و ترس استعمال شده است.

و البته هیچ مانعى هم در کار نیست که این کلمه مجازاً به معناى پرهیز و یا به معناى خوف استعمال بشود. اما از طرف دیگر موجب و دلیلى هم نیست که تأیید کند که از این کلمه یک معناى مجازى مثلًا ترس یا پرهیز قصد شده. چه موجبى هست که بگوییم معناى اتَّقُوا اللَّهَ این است که از خدا بترسید و معناى اتَّقُوا النّارَ این است که از آتش بترسید؟! بلکه معناى این گونه جمله‏ها این است که خود را از گزند آتش حفظ کنید و یا خود را از گزند کیفر الهى محفوظ بدارید. بنابراین ترجمه صحیح کلمه تقوا «خود نگهدارى» است که همان ضبط نفس است و متقین یعنى خود نگهداران.[2]

مصاحبت نیکوکاران یکی از مصادیق و موارد تقوا و راه های نگهداری نفس است. در اصطلاح ادبیاتی می گویند گفتن{مصاحبه الابرار} ذکر خاص بعد از بیان یک عام است مانند موردی که در سوره {العصر} داریم. در آنجا ابتدا سفارش به حق و در ادامه سفارش به صبر شده است.[3] این کار جهات متعددی دارد که مهم ترین آنها تاکید بر خاص بعد از عام است.

در اهمیت مسئله همنشینی و ارتباط با نیکوکارن و پرهیز از مصاحبت زشت خویان این جملات سید ساجدین علی ابن الحسین در دعای ابوحمزه بر هر قلب پاکی کفایت می کند:

سیدی لعلک عن بابک طردتنی و عن خدمتک نحّیتنی .... او لعلک فقدتنی من مجالس العلمآء فخذلتنی او لعلک رایتنی فی الغافلین فمن رحمتک آیستنی او لعلک رایتنی آلف مجالس البطالین فبینی و بینهم خلیتنی او لعلک لم تحب ان تسمع دعآئی فباعدتنی او لعلک بجرمی و جریرتی کافیتنی او لعلک بقلة حیآئی منک جازیتنی.[4]

4.        قره العین به نقطه امید و نور چشمی می گویند. مساکین که ذلت و حقارت مقام بندگی را در مقابل خدای بیکران و بی نیاز درک کرده اند بخوبی می فهمند که فقط خالق یکتاست که می تواند در این مسیر سخت کمک رسان باشد. پس به صدای بلند می گوییم که ای خدا به ما مسکینان یاری رسان که تنها تو یاری رسان مسکینانی.

 

 

 

 

 

 

 



[1] سوره بلد آیه 4

[2] شهید مطهری کتاب 10گفتار

[3] إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ

[4] ای آقای من؛ شاید مرا از دربار خود رانده ای، و از در عنایت و باب رأفت خود بازداشته ای و از خدمتگزاری دورم کرده ای؟! ...... یا شاید مرا در مجالس علماء و محافل دانشمندان مفقود و گمشده دیدی پس مرا به خذلان واگذاشته و خوارم کرده باشی؛ یا شاید مرا در زمره بی خبران دیدی و از غفلت زدگان شناختی پس مرا از رحمتت مأیوس کرده باشی؛ یا شاید مرا مشتاق مجالس تبهکاران و الفت گیرنده به بزم گمراهان یافته ای پس میان من و ایشان را مرتبط کرده و از یاد خود خالی گذاشته ای، یا شاید دوست نداشته باشی که بشنوی دعای مرا صدای مرا از این رو از درگاه عنایت و پیشگاه رحمت خود مرا دور داشته ای، یا شاید به علت معصیت و تبه کاریم مجازاتم می فرمایی یا به سبب جرائم و گناه مرا مکافات کرده باشی؛ یا شاید به علت قلت آزرم و به سبب کم حیایی من مرا مجازات کرده و پاداش داده باشی.

ناصر قیلاوی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ زَیِّنِّی فِیهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ                                      

خدایا! در این روز مرا به زیور پوشیدگی و پاکدامنی بیارای

 وَ اسْتُرْنِی فِیهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْکَفَافِ                              

و بر من جامه کفاف و قناعت بپوشان

وَ احْمِلْنِی فِیهِ عَلَى الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ                                

و به عدل و انصاف وادارم کن

وَ آمِنِّی فِیهِ مِنْ کُلِّ مَا أَخَافُ                                           

 و مرا از هر آنچه که می‌ترسم ایمن گردان

بِعِصْمَتِکَ یَا عِصْمَةَ الْخَائِفِینَ                                 

به امید نگهداری‌ات ای نگهدار خداترسان

1.        روز دوازدهم است تا این لحظه خواسته های زیادی را از خدای متعال طلب کرده ایم، اما جنس خواسته امروز متفاوت است. در این روز از خدا یکسری رشد و تکامل های درون نفسانی می خواهیم، مسائلی که زینت و زیور نفس آدم هستند. عیار این ویژگی واقعا بالاتر از ویژگی های دیگر است چرا که به قول علمای اخلاق این خصوصیات ملکات نفسانی می شوند.

در این روز از خدا ستر و عفاف می خواهیم.

ستر به معنی پوشاندن روی چیزی است  و بیشتر در مورد پوشاندن ظاهر و بدنه خارجی اشیا مورد استفاده قرار می گیرد.

عفاف از ریشه لغوی {ع ف ف} مشتق شده است و به معنی توانایی انسان بر نگه داری نفس است. یعنی نفس و شهوت چیزی را بخواهد ولی انسان با اراده درونی آن را بپوشاند و بروز ندهد.

پس در این دعا دو پوشش برای نفس خویش طلب می کنیم یکی پوشش بیرونی که ما را در جامعه حفظ و نگهداری می کند. ما را از انجام گناه علنی و شرک و کفر حفظ می کند. ما را از معصیت در محضر الهی باز می دارد.

دیگری هم پوشش و نگه بان درونی که میل ما را از گرایش به سمت بدیهی باز می دارد. گاهی اوقات می شود که به سمت یک فعل نامناسب رغبت پیدا می کنیم ولی بخاطر عوامل بیرونی مثل ترس از آّبرو و یا ترس از خدا این کار را انجام نمی دهیم، اما عفاف یک مرتبه بالاتر از این را هم دربر می گیرد و به اصطلاح مرتبه طهارت سر و درون را برای ما به ارمغان می آورد،

ان شاء الله به حق خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها این طاهره زکیه خدای متعال به ما طهارت سر عنایت بفرماید.

2.        هر لباس برای انسان دو کار مهم انجام می دهد یکی زیبایی ظاهر و جلوه آن است و دیگر حفاظت از بدن در مقابل گزندها

 ستر و عفاف برای ما زینت بودند اما در این بند از دعا یک کاربرد دیگر لباس که حفاظت از آسیبها باشد را می بینیم.

قناعت کردن و راضی بودن را آنچه داراییمان است.

بسیاری اوقات فکر می کنیم که غنا و بی نیازی در داشتن سرشار مال و منال است اما این نگاهی بس اشتباه است.

غنا و بی نیازی که ثمره آن قناعت و کف نفس از خواسته های زیادی است یک صفت نفسانی است، یعنی در مورد نفس آدم صحبت می کنیم. هرگاه یک صفت در وجود آدم باشد باید مواردش هم در همان جا مصداق پیدا کند. مثلا نمی شود به کسی عالم بگوییم اما علمش در کتاب ها باشد. نمی شود به کسی عاشق گفت اما عشقش در وجودش نهفته نباشد. حال از همین جمله است صفت غنا و بی نیازی، اگر کسی غنی و بی نیاز است نباید این بی نیازی در تامین همه خواسته هایش ببیند بلکه باید این بی نیازی را در نفس خود جستجو کند.

آنچه معنا شد عمدتا معنای قناعت بود اما در کفاف یه ظرافت دیگری هم وجود دارد و آنهم بی نایز دیدن خویش از دارایی های مردم است یعنی خدایا مرا در وجود خویش غنی بگردان به نحوی که نه بیش از اندازه خود بخواهم و نه چشمی با مال و دارایی های دیگران داشته باشم.

3.        انصاف از ریشه کلمه {ن ص ف} گرفته شده است. نصف به معنای دو نیم است. انصاف کلمه ای است که در معامله بکار می رفته است و وقتی می گفتند کسی به انصاف معامله می کند یعنی به نحوی قیمت گذاری می کند که همان مقداری که خود سود کرده مشتری هم سود کند. این کلمه رفته رفته به معنای مروت و جوانمردی وسعت پیدا کرده است.

عدل هم که به معنای رعایت حق هر چیزی را داشتن است. یعنی حق هر چیزی را رعایت کنیم. البته گاهی عدالت به معنای تساوی بیان می شود که اشتباهی خطرناک است و باید از این اشتباه پرهیز کرد و مراقبت نمود.[1]

در این فقره دعا از خدا می خواهیم که ما را به عدل و انصاف مجبور کند ولو اینکه خودمان هم نخواهیم. این عدالت و انصاف هم از خصوصیات نفسانی هستند که باید در وجود انسان نهادینه شوند و الا صرفا یک کار درست انجام دادن نمی تواند ضمانت تداوم داشته باشد.

ممکن است خیلی ها کار خوبی انجام دهند اما بخاطر رعایت حق الهی و عدالت نیست بلکه می تواند علتی مثل ریا و یا جلب محبت دیگران داشته باشد که این علل نمی تواند عاقبت بخیری در پی داشته باشند.

اما وجود صفت عدالت در نفس انسان می تواند تا ضمانت صحت باقی اعمال انسان را در پی داشته باشد.

عدالت آنچنانکه علما تعریف می کنند، عبارت است از مکه راسخه نفسانی که انسان را از وقوع در معاصی نگه می دارد.

4.        در این قسمت از خدا امان و امنیت می طلبم از چیزی که از آن می ترسیم،

اما مومن از چه خوف دارد در حالی که خود خدای تعالی می فرماید:

مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ‏ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ[2]

آنچه که باید از آن ترسید، ترس از عمل نکردن و ضعف انجام اعمال صالح است ویا ایمان راسخ است. اما آنچیزی که خدای کریم می فرماید که مومنان از آن خوفی ندارند، مشروط به ایمان و عمل است.

پس امن از خوف برای بندگان گنه کاری چون من می شود اینکه خدا نصرت دهد تا بر ایمان به خدا و عمل مطابق فرامینش ثابت قدم باشیم.

5.        تنها عامل و قدرتی که می تواند این امنیت را برای بندگان مهیا کند خدای لا شریک است. اوست که با قدرت لایزال خویش می تواند ما را در این راه نصرت دهد



[1] برای عمق بیشتر این معنا به کتاب عدل الهی شهید مطهری مراجعه شود

[2] سوره مائده آیه 69

ناصر قیلاوی زاده